تبليغاتX
وبلاگ دوستان شاهین تهرانی
سلام رفقا.حالتون چطوره؟

زندگی رسم خوشایندی است.زندگی باید کرد..............

اما زندگی یک حق است که در اختیار ما قرار داده شده یا یه وظیفه که محکوم به انجامش هستیم؟آیا یک انسان حق دارد به دست خودش به این بودن پایان بدهد یا نه؟

در یک کلام سوال من اینه که به نظر شما چرا خودکشی کار عاقلانه ای نیست؟مگر نه اینکه فردی که خودکشی کرده از ناراحتی هایش خلاص شده؟پس چرا خودکشی در تمام ادیان و ایسمهای مختلف فلسفی و اجتماعی مردود اعلام شده؟

این سوال خیلی جای بحث داره............اصلا یک انسان متعهد حق (تاکید میکنم روی حق!!)انجام این حماقت را دارد؟روی این حماقت هم تاکید دارم.....!!!!

+ نوشته شده در  بیست و پنجم دی 1385ساعت 1:5 قبل از ظهر  توسط شاهين تهراني | 
 

سلام رفقا.حالتون چطوره؟

صدام اعدام شد با طناب دار....

با همون طنابی که یک قاتل عادی اعدام میشه.یک طناب هم یک قاتل ناموسی رو راحت میکنه.هم ممد بیجه.هم خفاش شب و هم صدام....!!!!این عدالت است؟یادمون نره که گاهی هم با همین طناب مبارزان و آزادی طلبان به شهادت می رسند.....

صدام اعدام شد آیا؟

چقدر در این اعدامها عدالت لحاظ شده و چقدر قوانین انسانی ضد عدالت هستن و آیا اصلا عدالت در این شرایط معنایی هم دارد؟؟؟؟؟این سوالی است که می خواهیم در این پست در موردش بحث کنیم.....کیا پایه هستن؟؟؟

+ نوشته شده در  دوازدهم دی 1385ساعت 6:23 بعد از ظهر  توسط شاهين تهراني | 

 

..خودشو تو مرده ها جا زد و رفت!!

دل من يه روز به دريا زد و رفت
پشت پا به رسم دنيا زد و رفت
پاشنهء كفش فرارو ور كشيد
آستين همت رو بالا زد و رفت
دل من يه روز به دريا زد و رفت
پشت پا به رسم دنيا زد و رفت
پاشنهء كفش فرارو ور كشيد
آستين همت رو بالا زد و رفت

يه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شيشهء فردا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوٌا زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره كرد
نامهء فرداها رو تا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت
به سرش هوای حوا زد و رفت

دل من يه روز به دريا زد و رفت
پشت پا به رسم دنيا زد و رفت
زنده ها خيلی براش كهنه بودن
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت



هوای تازه دلش میخواست ولی
آخرش توی غبارا زد و رفت
دنبال كليد خوشبختی می گشت
خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت
يه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شيشهء فردا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره كرد
نامهء فرداها رو تا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت
به سرش هوای حوا زد و رفت

تسلیت واژه قشنگی نیست.......ما همه شریک دردیم...
+ نوشته شده در  یکم دی 1385ساعت 9:29 بعد از ظهر  توسط شاهين تهراني | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
این وبلاگ برای آشنایی شما دوستان عزیز با یکدیگر است.شما که به نوشته ها و طرز تفکر شاهین تهرانی سردبیر فعلی مجله "کوچه ما"علاقمند می باشید در این وبلاگ میتوانید باهم بیشتر آشنا شوید و نظراتتان را به یکدیگر انتقال دهید.ضمن اینکه شرکت در بحث ها به آشنایی بیشتر ما از یکدیگر کمک میکند.

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
تیر 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
نویسندگان
شاهين تهراني
تینا رستمی
پیوندها
سایت رسمی باشگاه همیشه قهرمان پرسپولیس زلزله که محبوب هرچی دله!
طریقه خرید کتاب بی سیاست
وبلاگ دوست جوان خوشفكرم رسول جان
وبلاگ دوست خوبم محمدرضا نصيري عزيز
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM